سرنوشت مصرف کننده در اقتصاد ایران
این مطلب بعنوان سرمقاله 20 فروردين 1398 - روزنامه صنعت معدن و تجارت چاپ شده است
سال گذشته موضوع «حقوق مصرف کنندگان»، شرایط نگرانکنندهتری را نسبت به سالهای پیش از آن تجربه کرد. در این سال آسیبهای ناشی از فضای تحریم بیش از اجرای تحریم، فضای اقتصادی کشور را ملتهب کرد که به کاهش ارزش پول ملی و اخلال در روند تبادلات اقتصادی منجر شد.
در این بین سیاستهای اقتصادی متاثر از این فضای سنگین اقتصادی، بیش از آنکه دامن جریان تولید و توزیع را بگیرد به زیان مصرفکننده تمام شد چراکه بنگاههای اقتصادی بهمنظور جلوگیری از آسیب سعی کردند با اتخاذ تدابیری مانند افزایش قیمت، کاهش عرضه، افزایش صادرات و... از میزان خسارتهای خود بکاهند. اقدامهای دیرهنگام دولت در پیشبینی و تدبیر بحران بهویژه در مدیریت افکار عمومی و ایجاد احساس امنیت در مردم هم باعث شد منابع بیشتری هدر رود. رشد و توسعه جریانهای فرصتطلبانه از سوی برخی بنگاههای خصوصی و حتی خصولتی بر این مشکلات افزود. در نهایت شبکه «مصرف» در سال ۱۳۹۷ به سبب فضای ملتهب ایجاد شده، واکنشهای مخربی از خود نشان داد؛ چنانچه برای جلوگیری از افت ارزش سرمایه به سمت خریدهای غیرواقعی هدایت شد که نتیجه این هجمه، محدودیت عرضه و افزایش غیر قابل باور تقاضا بود و همین عامل موجب حرکت سریعتر روند تورمی شد. کاهش عرضه و افزایش تقاضا نظم نسبی بازار را برهم زد. از سوی دیگر مدیریت نشدن افکار عمومی به سبب نبود یک تشکل مشروع و قدرتمند حامی حقوق مصرفکنندگان آنها را در برابر تبلیغات مخرب بیگانه قرار داد و جامعه مصرفکننده احساس ناامنی در آینده را تجربه کردند. همین سرخوردگیها و نگرانیها، بیثباتی بازار را بیشتر کرد و مردم به سمت تبدیل پول به کالا، ارز یا مسکن متمایل شدند. این هجمه نهتنها کمک جدی به حفظ قدرت پولی ملی نکرد بلکه به مصایب واردشده بر مصرفکننده نیز دامن زد. در نهایت کاهش عرضه ایجاد شده ناشی از افزایش تقاضای غیرواقعی منجر به کمبودهایی در برخی حوزهها شد و گروهی نیز با موجسواری بر این روند به سودهای بادآورده دست یافتند و به احتکار روی آوردند.
در این موضوع نهادهای نظارتی و کنترلی مانند سازمانهای صنعت، معدن و تجارت و سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان میتوانستند نقش مهم و قابلتوجهی داشته باشند که این نقش نیز به چند دلیل بازده مورد انتظار را نداشت؛ نخست اینکه ناکارآمدی دیگر اجزای زنجیره تولید تا مصرف، فرآیند نظارت را غیرموثر نشان میداد و دوم اینکه سرنوشت بسیاری از مولفههای مترتب بر جریان نابسامانی بازار در بخشها و حوزههای دیگر تعیین میشد و در عمل برای حوزه نظارت برنامهای پیشبینی نشده بود.
تشکلهای حامی حقوق مصرفکنندگان هم نتوانستند خلأ ناشی از نارسایی در مدیریت افکار عمومی را پر کنند چراکه بهنظر میرسید این تشکلها، در مدت زمان فعالیت نه از طرف دولت و نه مردم و حتی از سوی اعضای انجمنها جدی گرفته نشده بودند.
شاید بهتر بود دولت با استفاده از خرد جمعی ضمن طراحی یک برنامه و سیاست جامع برای مقابله با بحران، با مدیریت افکار عمومی اعتماد جامعه را به برنامهها و سیاستهای خود جلب کند، این در حالی است که مدیریت نشدن افکار عمومی و پراکندگی فعالیتهای ترمیمی دولت در عمل نتوانست موجب حل مشکلات شود. هرچند زحمات و تلاشهای شبانهروزی برخی افراد و حتی نهادها در ایجاد آرامش در بازار، بهویژه ورود نهاد قضایی و دادستانی کل کشور به موضوع و تشکیل پروندها و برخورد سریع و قاطع با برخی اخلالگران بازار و دانهدرشتها، موجب شد سرعت فعالیت برخی افراد سودجود کاهش یابد اما حجم نگرانی و ناامنی نسبت به اقدامهای انجام شده، اقدامهای بیشتری را میطلبید.
به هرحال همه اتفاقهای ریز و درشت سال ۱۳۹۷ باعث شد حقوق مصرفکننده و چالشهای آن در اقتصاد ایران بیش از گذشته نمایان شود. در این بین توجه به حقوق مصرفکنندگان و آسیبشناسی مصایب واردشده بر این حقوق میتواند راهبردی برای حل مشکلات ریشهای اقتصاد ایران و برونرفت از دور باطل قبض و بسط این حقوق در شرایط گوناگون اقتصادی قلمداد شود، این در حالی است که نبود توجه جدی به این حقوق و بدون اعمال تلاش لازم برای استیفای این حق در چارچوب قانون نمیتوان اجرای سیاستهای توسعهای را موفقیتآمیز دانست.
بیشک نوسانهای بازار و التهابهای ناشی از این نوسانها، میتواند هر اقتصادی را با چالش جدی روبهرو کند. در این شرایط نیز اتخاذ تدابیر لازم در پیشبینی و مدیریت بحران ازسوی نهادهای نظارتی و کنترلی تا حدود زیادی میتواند هزینههای این التهابها را کاهش دهد.