قيمت در کشاکش توليدکننده و مصرف کننده

|
اين روزها مساله الزام درج قيمت مصرف کننده روي کالا به بحث روز برخي توليدکنندگان و عوامل شبکه توزيع تبديل شده است و اين عدهمي کوشند تا با اقدامات خود اعم از نامه نگاري، طرح موضوع در جلسات مختلف و حتي شايعه افکني، سمت و سوي سياست هاي دستگاه هاي نظارتي را به سمت حذف درج قيمت مصرف کننده بر روي کالا هدايت کنند.
اين بحث تا جايي پيش رفت تا معاون وزير صنعت، معدن و تجارت و مديرعامل سازمان حمايت مصرف کنندگان و توليدکنندگان اقدام به مصاحبه و تکذيب اين موضوع کرد. در ماده 6 قانون تعزيرات حکومتي كه در سال 1373 به تصويب رسيده به موضوع درج كردن قيمت کالاها يا خدمات مشمول به نحوي که براي مراجعين قابل رويت باشد، اشاره شده و درج قيمت به صورت نصب برچسب با اتيکت يا به صورت نصب تابلوي نرخ در محل واحد، تعيين شده است. به اين صورت تمامي توليد کنندگان، واردکنندگان، توزيع کنندگان و فروشندگان کالا و ارائه دهندگان خدمات موظف هستند نسبت به درج قيمت مصرف کننده بر روي کالا يا اعلام قيمت به صورت تابلو نرخنامه اقدام کنند و با درج قيمت مصرف کننده توسط توليد کننده يا واردکننده، تکليف اين موضوع از دوش عوامل بعدي عرضه برداشته خواهد شد؛ لکن اگر آنها اقدام به درج قيمت نکنند، وظيفه عوامل ديگر است که اطلاعات لازم را به خريداران و مصرف کنندگان برسانند. سالهاي بسياري سازمان بازرسي و نظارت سابق تلاش کرد تا فرهنگ درج قيمت مصرف کننده بر روي کالاي توليدي که داراي بستهبندي بودند را نهادينه کند و اين موضوع تا حدود بسيار زيادي در سطح توليد نهادينه شده است . علاوه بر قانون تعزيرات حکومتي، موضوع درج قيمت کالا توسط اصناف از سالهاي قبل هميشه مدنظر قرار داشته است و برابر قانون، اصناف مکلف هستند قيمت کالا را براي مراجعين قابل رويت كنند. البته ارزيابي انجام گرفته حاکي از اين است که درج قيمت توسط اصناف توفيق زيادي نداشته و طبق آمار حداكثر 60 درصد واحدهاي صنفي از اين ضابطه تبعيت ميكنند. بايد خاطرنشان کرد: در حقيقت هدف قانون گذار از درج قيمت بر روي کالا را مي توان درشفافيت بازار کالا و خدمات و مبادلات اقتصادي، اطلاع رساني به مصرف کننده نهايي که از اطلاعات و تخصص کمتري برخوردار است،جلوگيري از نوسانات قيمت کالا و ايجاد امکان نظارت بر قيمتها خلاصه کرد. به عبارت ديگر، مزاياي درج قيمت مصرف کننده توسط توليدکننده را مي توان در موارد زير برشمرد: * مصرفکنندگان به سهولت به اطلاعات قيمتي کالا دسترسي دارند . * کنترل بازار توسط بازرسان به سهولت امکان پذير است . * از تلاطم قيمتي در ايام خاص جلوگيري مي کند . * از حضور واسطه هاي غير ضروري جلوگيري مي کند . * تکليف حداکثر سود زنجيره توزيع در اين روش مشخص ميشود و هيچ بخشي نمي تواند از سود بيشتر از ميزان مقرر قانوني بهره مند شود . * امکان سوءاستفاده زنجيره توزيع از شرايط خاص عرضه و تقاضا در گرانفروشي کالا گرفته مي شود . * امکان استفاده ساير دستگاههاي حکومتي از اطلاعات قيمتي نظير ادارات دارايي فراهم مي شود . * مصرف کننده با اطمينان بيشتر نسبت به قيمت اقدام به خريد مي کند . * فروشنده نهايي خود را ملزم به عرضه کالا به قيمت درج شده مي داند . در عين حال معايب درج قيمت مصرف کننده توسط توليدکننده معايبي را هم به دنبال دارد که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد : - با توجه به نامشخص بودن هزينه هايي نظير حمل کالا ، عملاً توليدکننده براي درج قيمت مصرف کننده مجبور به استفاده از ضريب سود و هزينه پخش است که ميتواند براي برخي از کالاها قيمت مصرف کننده را افزايش دهد . - هنگامي که توليدکننده بنا به شرايطي مانند رکود ، اقدام به ارائه تخفيف مي کند، عملاً اين تخفيف ممکن است به مصرف کننده منتقل نشود و زنجيره توزيع و فروش آن را به خود اختصاص دهند . - در صورتي که توليدکننده در محاسبات قيمت مصرف کننده اشتباه کند و مثلاً عواملي نظير ماليات بر ارزش افزوده را محاسبه کند يا نکند ، اين اشتباه عملاً به سطح فروش منتقل خواهد شد . - در شرايط نوسان بازار ، قيمت درج شده قابل تغيير نيست. - با توجه به درج نشدن توأمان قيمت توليدکننده ، توزيع کننده و مصرف کننده ، سهم هريک از عوامل اين زنجيره مشخص نيست و اين موضوع مي تواند به غير واقعي شدن قيمت بيانجامد . در اينجا همچنين بايد گفت درج قيمت مصرف کننده توسط فروشنده نهايي هم مزايا و معايبي دارد که مي توان مزاياي آنرا در موارد زير خلاصه کرد : 1- در يک بازار سالم و پويا و در يک اقتصاد مبتني بر رقابت و عرضه و تقاضا ( که متاسفانه در حال حاضر در کشور ما وجود ندارد) اصل بر ارائه اطلاعات به مشتري توسط فروشنده است . 2- در صورتي که فروشنده نهايي صادقانه عمل کند، مي توان انتظار داشت که با تغييرات قيمت توسط توليدکننده ، قيمت مصرف کننده هم تغيير يابد . همچنين معايب درج قيمت مصرف کننده توسط فروشنده نهايي را مي توان شامل موارد زير دانست : - خواست فروشنده ، اعلام قيمت کالا بر مبناي ارزيابي از قدرت خريد خريدار است و به همين دليل از درج قيمت بر روي کالا خودداري مي کنند. - با توجه به وجود بيش از يک ميليون واحد صنفي فاقد پروانه کسب ، اجراي قانون توسط اينگونه واحدها دور از ذهن است . - تجربه تلاش بيش از 50 ساله در جهت نصب برچسب قيمت توسط واحدهاي صنفي و تشکيل صدها هزار پرونده تخلفاتي در اين زمينه و توفيق حداکثر 50 درصدي در الزام فروشندگان نهايي به درج قيمت مؤيد اين نکته است که نبايد چندان به اقدام جدي فروشندگان در درج قيمت خوشبين بود . - نگاهي به ميزان نصب برچسب قيمت و تغييرات قيمتي در خصوص کالاهايي که توسط توليدکننده قيمت مصرف کننده آن درج نشده است ( کالاهاي فاقد بسته بندي ، پوشاک ، ميوه و ترهبار و ...) نشان دهنده عدم اقدام فروشنده به درج قيمت و افزايش قيمت غير متعارف در اين کالاها در زمان هاي خاص و پرمصرف است. در صورتي که اين افزايش قيمت در خصوص ساير کالا ها کمتر مشاهده مي شود . - احتمال زيادي وجود دارد که قيمت هاي غير واقعي توسط فروشنده نهايي درج شود . - امکان بررسي صحيح بودن قيمت اعلامي فروشنده براي خريدار وجود ندارد . - شاهد چند گانگي قيمت بر مبناي منطقه و ... خواهيم بود . - نظارت بر قيمت و جلوگيري از اجحاف به مصرف کننده و گرانفروشي را در عمل با مشکلات جدي روبرو خواهد ساخت . جمع بندي شايد مهم ترين مشکل امروز ما اجرا نشدن درست قانون و مقررات است . اگر ماده 71 قانون نظام صنفي و ماده 121 قانون برنامه پنجم توسعه موضوع الزام واحدهاي صنفي به استفاده از سامانه صندوق مکانيزه فروش به مرحله اجرا ميرسيد يا اگر مفاد مواد 12 ، 15 و 16 قانون نظام صنفي مبني بر الزام به اخذ پروانه کسب قبل از تاسيس واحد صنفي و همچنين الصاق برچسب قيمت و ارائه نرخنامه به مصرف کنندگان اجرا شده بود و اگر متوليان اصناف مستند به بند « ب » ماده 101 قانون برنامه پنجم توسعه موضوع ساماندهي واحدهاي صنفي را اجرا کرده بودند، امروز نگراني از موضوع اجحاف به مصرف کنندگان از طريق درج نشدن قيمت يا درج قيمت غير واقعي و گرانفروشي توسط واحدهاي صنفي و بويژه بيش از يک ميليون واحد صنفي فاقد پروانه کسب وجود نداشت . نکته مهم در اين ميان اين است که درج قيمت مصرف کننده توسط توليدکننده کاملاً به سود مصرف کنندگان و اهداف قانوني الزام درج قيمت است؛ لکن درج قيمت مصرف کننده توسط فروشنده نهايي کاملاً به ضرر مصرف کنندگان بوده و براي توليدکننده علي السويه خواهد بود ولي منفعت غير متعارفي براي شبکه توزيع و فروشنده نهايي دارد . امروزه به نظر مي رسد دستاندرکاران بايد يک تصميم جدي بگيرند؛ يا روند سالهاي گذشته و تلاش مضاعف براي نهادينه کردن موضوع درج قيمت در سطح تمامي عوامل زنجيره توليد، توزيع و فروش و محافظت از حقوق مصرف کنندگان در کنار نظارت جدي بر اعمال ضوابط قيمت گذاري در اين شبکه را ادامه دهند يا در مقابل بهانه ها و توجيهات واهي برخي از توليدکنندگان و عوامل شبکه پخش و اجابت خواسته منفعت طلبانه آنان ( که البته شايد از ديدگاه صنفي قابل قبول باشد) و سپردن حق مصرف کنندگان به اختيار بيش از 3 ميليون واحد صنفي که حدود يک ميليون واحد آن هيچ مجوز قانوني براي فعاليت خود ندارند و از هيچ امر قانوني تبعيت نمي کنند، تسليم شوند. تصور کنيد اگر اين موضوع متزلزل شود، دستاوردي که با تلاش حدود 20 سال دستگاه نظارتي به وضع امروز رسيده است به چه سرانجامي تبديل خواهد شد. البته مي توان براي رعايت حقوق مصرف کنندگان در زمينه اطلاع از قيمت کالا براي هر واحد صنفي، يک بازرس استخدام کرد و سازمان عريض و طويلي شکل داد تا بتوانند درج قيمت توسط فروشنده نهايي را کنترل کنند. در اين خصوص نگاهي به وضع قيمت و چندگانگي آن در زمينه کالاهايي نظير ميوه و تره بار داشته باشيد تا به نقش فروشندهنهايي در درج قيمت واقف شويد. در اين زمينه حتي اخيرا هم حضرت آيت الله حسين نوري همداني با اشاره به اينکه قيمت اجناس در شهرهاي مختلف متفاوت است، گلايه کرده بودند: "نظارتي برروي قيمت کالاها وجود ندارد، هر فردي خود بر روي کالا قيمت ميگذارد." محمد حسن نعمت اللهي |
